بعد یه عمری خواب دیدم ، خواب چلوکباب دیدم ...
القصه پس از 6 ماه دلمان رفت و آمد توانستیم مطلبی بنویسیم
دلمان برای وبنوشت ، خاصه دوستان گرامی اعم از مزدور و غیر مزدور ، حرف دل و حرف عقل و چشم به چشم تازه داماد و برادرش که نمی دانم هنوز آش می خورد یا نه و ... تنگ شده بود و هست . ملالی نیست به جز هدفمند کردن یارانه ها که آن هم ان شاء الله به زودی میسر گردد. میسر نشد با پنج شش فروند هواپیما برایمان از بالا یارانه بریزند که بی نیازیم از اتاق فکر و بحران عقلا و فضلای مدیریت کلان !
شدید این روزها علاقه مند شده ایم به داستان زهره و منوچهر ؛ مانده ایم در این وانفسا دیگر متکی به کی باشیم ؟؟
الیوم آمدیم ببینیم و غوری در جهان مجازی بنمائیم که چرا منوچهر جان رفت ؟؟
منوچهر گفت اي سرافراز شاه ****كي آيد كسي پيش تو كينه خواه
مگر بد سگالد بدو روزگار **** به جان و تن خود خورد زينهار
این را هم که در هر سایتی ما عکس آپلود کرده بودیم و در وبلاگمان گذاشته بودیم و همه ی آن سایتها را فیلتر کرده اند و عکسای ما رفت آنجا که عرب نی انداخت و نمیگوییم و می گذاریم پشت پرده ی فیلتر بماند تا فیلتر دانشان بترکد .
به درخت گفتم خدا را به من نشان بده درخت شکوفه کرد .